تبليغاتX
تو تمام حس منی

تو تمام حس منی

تو تمام شعر منی و تو مفهوم تمام نقاشی های کودک درونمی

سو تفاهم

صد دفعه به این خودم گفتم با ابهام حرف نزن

واسه مردم سوال پیش میاد

من گفتم مثل قبل دوستت ندارم 

این یعنی چی ؟

میدونم تو میدونی بقیه که نمیدونن خوب ای وای از دست تو

میگم که همه دنیا بدونن

دوست ندارم مثل قبل

الان خیلی بیشتر دوستت دارممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

 222222222222222222

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 16:5  توسط آبی  | 

زمان

خیلی وقته ننوشتم

بهتره بگم خیلی وقته واسه خودم ننوشتم

یادش بخیر

راستی هنوزم دوستت دارم ولی نه مثل قدیم ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 21:16  توسط آبی  | 

مال منی

برای تو مینویسم فقط تو مرد من....

دوستت دارم

به لحظه ای فکر میکردم که ازت خجالت میکشم

تو مال منی

یادت نره


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 20:41  توسط آبی  | 

به تو فکر میکنم ...

وقتی که نصفه های شب خواب آلوده به صفحه تلفن همراهم خیره میشوم به تو فکر میکنم.

وقتی موقع پایین آمدن از تخت مراقبم به تو فکر میکنم.

وقتی ساعت زنگ میخورد به تو فکر میکنم.

وقتی تنم را میکشم تا خستگی ام در برود به تو فکر میکنم.

وقتی خمیازه میکشم به تو فکر میکنم.

وقتی صورتم را میشویم به تو فکر میکنم.

وقتی دکمه سماور را میزنم به تو فکر میکنم.

وقتی در اتاق را میبندم تا نور چراغ بقیه را از خواب بیدار نکند به تو فکر میکنم.

وقتی زیپ شلوارم را میبندم به تو فکر میکنم.

وقتی جورابم را با مکس میوشم به تو فکر میکنم.

وقتی آرایش میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی مقنعه ام را اتو میکشم به تو فکر میکنم.

وقتی در آینه تظاهر به لبخند میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی عطر میزنم به تو فکر میکنم.

وقتی چای مینوشم به تو فکر میکنم.

وقتی بند کفشم را میبندم به تو فکر میکنم.

وقتی از پله ها پایین میروم به تو فکر میکنم.

وقتی مسیر منزل تا مترو را طی میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی برایت پیام صبح بخیر میفرستم به تو فکر میکنم.

وقتی کارت مترو را میزنم به تو فکر میکنم.

وقتی از قسمتی که آقایان نشسته اند عبور میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی مینشینم و منتظرم به تو فکر میکنم.

وقتی دوباره پیامی که برایت فرستاد را میخوانم به تو فکر میکنم.

وقتی مترو میاید به تو فکر میکنم.

وقتی سوار میشوم به تو فکر میکنم.

وقتی با یک تکان ناگهانی مترو به زنی برخورد میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی زن فروشنده فریاد میزند انواع لباس زیر توری با رنگهای مختلف به تو فکر میکنم.

وقتی پیاده میشوم به تو فکر میکنم.

وقتی منتظر قطار بعدی هسم به تو فکر میکنم.

وقتی پسری کنارم مینشیند به تو فکر میکنم.

وقتی خیره نگاهم میکند به تو فکر میکنم.

وقتی قطار 15 دقیقه در یک ایستگاه میایستد به تو فکر میکنم.

وقتی کسی از چند صندلی آن طرف تر اشاره میکند بلوتوثت رو روشن کن به تو فکر میکنم.

وقتی بچه ها حالت را میپرسند به تو فکر میکنم.

وقتی سرم را به پنجره مترو تکیه میدهم به تو فکر میکنم.

وقتی با آویز گوشه ناخنم بازی میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی لاکم را از دید حراست پنهان میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی کارت دانشجویی نشان میدهم به تو فکر میکنم.

وقتی با تاخیر 15 دقیقه ای وارد کلاس میشوم به تو فکر میکنم.

وقتی مینویسم به تو فکر میکنم.

وقتی شیرقهوه مینوشم به تو فکر میکنم.

وقتی بند سوتینم از زیر مانتو باز میشود به تو فکر میکنم.

وقتی آفتاب چشمانم را میزند به تو فکر میکنم.

وقتی عرق میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی به جوک +18 میخندم به تو فکر میکنم.

وقتی استاد درس تنظیم اصرار بر دست گرفتن ک*ا..ن...د*و....م دارد به تو فکر میکنم.

وقتی از مدل های مختلفش حرف میزند به تو فکر میکند.

وقتی در تاکسی مردی کنارم مینشیند به تو فکر میکنم.

وقتی خودم را میکشم کنار که به من نخورد به تو فکر میکنم.

وقتی به راننده پول میدهم و دستم را میگیرد به تو فکر میکنم.

وقتی پیامت را میخوانم به تو فکر میکنم.

وقتی دختری به پسری نگاه خریدانه میاندازد به تو فکر میکنم.

وقتی دختر دنبالش وارد مغازه میشود به تو فکر میکنم.

وقتی مانتوام را روی پایم مرتب میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی سرم درد میکند به تو فکر میکنم.

وقتی مسیر مترو تا منزل را طی میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی برایت پیام میفرستم که آمدم به تو فکر میکنم.

وقتی حمام میروم به تو فکر میکنم.

وقتی لباسم را روی میله حمام آویزان میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی کرم را روی طاقچه حمام میبینم به تو فکر میکنم.

وقتی موهای پشت لبم را بر میدارم و درد میکشم به تو فکر میکنم.

وقتی کیمیاگر میخوانم به تو فکر میکنم.

وقتی پرتقال پوست میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی روی مبل 3نفره مینشینم به تو فکر میکنم.

وقتی پالتوی سرمه ای پشت در را میبینم به تو فکر میکنم.

وقتی موسیقی گوش میکنم به تو فکر میکنم.

وقتی دست سوخته ام را در دهانم میبرم به تو فکر میکنم.

وقتی اشک میریزم از درد به تو فکر میکنم.

وقتی غذا میخورم به تو فکر میکنم.

وقتی نوشابه نمیخورم به تو فکر میکنم.

وقتی نفسم تنگ میشود و قلبم درد میگرد به تو فکر میکنم.

وقتی کلمه آبی را میشنوم به تو فکر میکنم.

وقتی ساکتم به تو فکر میکنم.

وقتی گوشی پدرم را میدزدمخ به تو فکر میکنم.

وقتی زیر پتو صدایت را میشنوم به تو فکر میکنم.

وقتی روی تختم دراز میکشم به تو فکر میکنم.

وقتی پتو را به خودم مییچم به تو فکر میکنم.

وقتی

وقتی

وقتی

من به تو فکر میکنم....



+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 14:24  توسط آبی  | 

شروع دوباره

میدونم برای نوشتن دوباره اینجا باید ازت اجازه بگیرم

ولی باور کن الان به اون خلوت زنانه نیاز دارم

میخوام یه سری حرفارو داد بزنم

که تو از شدت شنیدنش نشنویشون

چی گفتم

حالا یه چیزی توی همین مایه ها 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 14:0  توسط آبی  | 

دیشب

دیشب چی میگفتی ؟

این چه حرفیه که میزنی

چرا فکر میکنی داری میری اونور فقط بهم بگو چرا

حالم اصلا خوب نیست توام که حالی از من نمیپرسی ...

چی بگم

همیشه همینجوریه بعضی روزا میرسه که یه چیزایی میگی که من ...

نمیدونم چی بگم

فقط تو رو خدا دیگه اون حرو نزن

میام برات مینویسم

و روزی هزار بار نگم بیشتر میگم که وبلاگو دیدی

میگی نه

و به فکر تاسیس یه جدیدشی ...

چی بگم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 11:33  توسط آبی  | 

الکی ...

من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم

الکی بگم جداشیم تو بگی که نمیتونم

من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری

دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم

انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام

کار و بار زندگیمو بذارم برای فردام

من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافه ام

بشینم یه گوشه دنج موهای تورو ببافم

عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم

حواست به من نباشه دزدکی تورو ببینم

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم

انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

یه لبخند واسه طرح زیبای چشمات

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 13:15  توسط آبی  | 

ممنون

واسه تموم خوبیات ممنونم عشق من

گرندبند و گوشواره ها بهم انرژی داد

خدایا ممنون

بازم میگم

بایت هرآنچه که دادی و ندادی

و بابت هرآنچه که ازم گرفتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 20:9  توسط آبی  | 

معذرت

بابت دیشب معذرت میخوام

این روزا خیلی درگیرم

ببخشید

درست میشه

به قول یه نفر 50 صال اولش سخته

وای

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 10:47  توسط آبی  | 

گناه نبود ...

گنه کردم گناهی پر ز لذت
درآغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
 در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
 ز اندوه دل دیوانه رستم
فروخواندم به گوشش قصه عشق
ترا می خواهم ای جانانه من
ترا می خواهم ای آغوش جانبخش
 ترا ای عاشق دیوانه من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
 بروی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش

7/11/88 چهارشنبه ساعت4

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 10:1  توسط آبی  |